تبليغاتX
خدایا این دل تنگم مال تو
























خدایا این دل تنگم مال تو

 

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در حال کار، گفتگوی جالبی بین مرد و آرایشگر  در

گرفت. آنها به موضوع «خدا » رسیدند، آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد! مشتری

پرسید :چرا؟ آرایشگر گفت : کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود

داشت آیا این همه ..... بقیه اش در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 5 بهمن1390ساعت 21:38 توسط دخت بندری| |

 

موج، مي آمد، چون كوه و به ساحل مي خورد !

از دل تيره امواج بلند آوا،

كه غريقي را در خويش فرو مي برد،

و غريوش را با مشت فرو مي كشت،

نعره اي خسته و خونين ، بشريت را،

به كمك مي طلبيد :

« آي آدمها ...

                   آي آدمها ... »

ما شنيديم و به ياري نشتابيديم !

به خيالي كه قضا،

به گماني كه قدر، بر سر آن خسته ، گذاري بكند !

« دستي از غيب برون آيد و كاري بكند »

هيچ يك حتي از جاي نجنبيديم !

آستين ها را بالا نزديم

دست آن غرقه در امواج بلا را نگرفتيم،

تا از آن مهلكه - شايد - برهانيمش،

به كناري برسانيمش ! ...

موج، مي آمد، چون كوه و به ساحل مي ريخت .

با غريوي،

كه به خواموشي مي پيوست .

با غريقي كه در آن ورطه، به كف ها، به هوا

چنگ مي زد، مي آويخت ...

ما نمي دانستيم

اين كه در چنبر گرداب، گرفتار شده است ،

اين نگونبخت كه اينگونه نگونسار شده است ،

اين منم،

اين تو،

آن همسايه،

آن انسان!

اين مائيم !

ما،

همان جمع پراكنده،

همان تنها،

آن تنها هائيم !

همه خاموش نشستيم و تماشا كرديم .

آن صدا، اما خاموش نشد .

- « ... آي آدم ها ... »

« آي آدم ها ... »

آن صدا، هرگز خاموش نخواهد شد ،

آن صدا، در همه جا دائم، در پرواز است !

تا به دنيا دلي از هول ستم مي لرزد،

خاطري آشفته ست،

دیده ای گریان است

هر كجا دست نياز بشري هست دراز؛

آن صدا در همه آفاق طنين انداز ست .

آه، اگر با دل وجان، گوش كنيم،

آه اگر وسوسه نان را، يك لحظه فراموش كنيم،

« آي آدم ها » را

در همه جا مي شنويم .

در پي آن همه خون، كه بر اين خاك چكيد،

ننگ مان باد اين جان !

شرم مان باد اين نان !

ما نشستيم و تماشا كرديم !

در شب تار جهان

در گذركاهي، تا اين حد ظلماني و توفاني !

در دل اين همه آشوب و پريشاني

اين از پاي فرو مي افتد،

اين كه بردار نگونسار شده ست،

اين كه با مرگ درافتاده است،

اين هزاران وهزاران كه فرو افتادند؛

اين منم،

اين تو،

آن همسايه !

آن انسان،

اين مائيم .

ما،

همان جمع پراكنده، همان تنها،

آن تنها هائيم !

اينهمه موج بلا در همه جا مي بينيم،

« آي آدم ها » را مي شنويم،

نيك مي دانيم،

دستي از غيب نخواهد آمد


هيچ يك حتي يكبار نمي گوئيم

با ستمكاري ناداني، اينگونه مدارا نكنيم

آستين ها را بالا بزنيم

دست در دست هم از پهنه آفاق برانيمش

مهرباني را،

دانائي را،

بر بلنداي جهان،

بنشانيمش ... !

« آي آدم ها ... !

موج مي آيد ... »

-----------------

شعر آی آدمها از زنده یاد فریدون مشیری

-----------------

هر موقع یه آدم یا هر موجود زنده ای رو می بینی این شعر رو با خودت زمزمه کن

باشه ؟!

پس این گلها تقدیم به تو و قلب مهربون وبا صفات

 



 

نوشته شده در یکشنبه 21 شهریور1389ساعت 15:39 توسط دخت بندری| |

هرگز برای عاشق شدن

به دنبال 

 

باران

                             

                                                                                                         

   بهار

 

و

     بابونه

 

نباش              نباش                  نباش

 

گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به گلی می رسی

 

   

 

 که ماه را بر لبانت می نشاند

                                                                            

 بنده خوب خدا یادت نره تو مشکلاتت و اونجاهایی که حسابی دلت از این روزگار و سختی هاش به درد میاد میشه که یکم آسونتر گرفت فقط باید دلت رو بسپاری به یکی که هرگز فراموشت نمیکنه و با تمام ناشکریهامون بازم به یادمونه این روزهای سخت زندگی هم میگذره مثل روزهایی که گذشت

 

خلاصه اینکه ......

 

اگر صدگونه غم داری چو نرگس

به  روی  زندگی   لبخند  لبخند

                                                      

نوشته شده در شنبه 6 شهریور1389ساعت 11:6 توسط دخت بندری| |

سلام


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 9 بهمن1388ساعت 10:22 توسط دخت بندری| |

سلام  

بدون مقدمه 

اول تسليت ميگم عاشوراي حسيني 1400 سال قبل وبي حرمتي به عاشوراي حسيني چند روز قبل رو

و شاد باش عرض ميكنم رسوايي يه عده ... اصلا نميدونم اسمشون رو چي بايد گذاشت 

راستش ديروز كه ايميلام رو چك ميكردم يه پيام تسليت برام گذاشته بودن پيام تسليت هموطنامون و چند خطي

از وظايف ما در قبال اين وقايع 

اره هموطن درست ميگي وقايع درداوري بود ولي غيرتتو برم 

اخه يكي نيست به شماها  بگه مگه شما به قول خودتون ازادي ازادگي عدالت و... نميخواين پس حسين (ع) 

چي ميخواست و چي كار كرد بابا تو كه واسه اين عدالت حتي حاضر نيستي يه روز از شكم پريت بزني حالا داد 

عدالتت گوش فلك رو كر كرده نه عزيز من شما يه جوي گرفتت و مغزت رو پر كرده كه جز به بيراهه نميره

 ادمايي مثل شما فقط بلدن زبون بريزن بدون اينكه حتي يه قدم تو راه اصلاح بردارن فقط بلدن از كاه كوه بسازن و

بدن به خورد يه عده جوون جو زده كه تا تقي به توقي ميخوره ...

خداييش يه سوال تا حالا رفتي ببيني تو عدالت علي وحسين و...و رهبرمون اقا خامنه اي كجاي كارشون حق تو

وامثال تو رو خوردن ؟؟؟؟

اين يه عده اي هم كه اومدن ريختن تو خيابونا از نسل همون ادمايي هستن كه از سال 57 كينه اين نظام و

اسلام رو داشتن وتا ابد هم دارن اما تا قبل از اين جرات نداشتن اينطوري صداشون رو بالا ببرن كه متاسفانه به 

خاطر سست عنصري يه عده ادماي انقلابي كار به اينجا كشيد

مشكل بعضي هامون هم اينه كه وقتي مي بينيم يه عده ادعاي مسلمون بودنشون ميشه وراه رو اشتباه ميرن 

ما اشتباهتر ميريم  و كلا دور اسلام روخط ميكشيم وميريم سراغ جناح مخالف ولي بهتر نيست ما بمونيم وراه رو

درست كنيم

اين هم عاقبت كار ميرحسين موسوي و حاميان وي

تسليت عرض ميكنم مرگ سيد علي موسوي خواهر زاده ميرحسين موسوي رو ان شاالله خدا به خانواده شون 

صبر بده

نوشته شده در پنجشنبه 10 دی1388ساعت 11:8 توسط دخت بندری| |

 

خدایا

     از دنیای بدون تو

                             می ترسم

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 18:35 توسط دخت بندری| |

 

 d10h02.jpg

 

 

امروز ماه از نیمه گذشت دیگه وقت زیادی نمونده تا از سفره پر از رحمت خداوند گلهای محبت الهی رو

بچینیم و بکاریم تو باغچه قلبمون و تازه بعد ماه رمضون (البته اگه این باغچه رو به را ه بود و تپش قلبی

هم باشه) اینقدر به این باغچه برسیم که تا رمضون سال بعد حسابی غنچه بده که هر کی اومد طرفمون

زندگی اونو هم ...

وهمه اینها وقتی اتفاق ما افته که بشیم مثل خود خدا

خب اره مثل خودش

اصلا ماه رمضونم واسه همینه که بشیم شبیه خود خدا

مثل خودش چیزی نخوریم مثل خودش جز خوبی ازمون به بنده هاش نرسه مثل خودش........

راستی تو لحظات خدایی شدنت از یاد مبر من جا مانده بسی محتاجم

از گلهای باغچه دلت برای ما هم

                                          چندتا شاخه بذار

تبسم شیرین عشق  گوشه ای از نگاه خداست

تنها به نگاه او می سپارمت

اللهم عجل لولیک الفرج

 

نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 12:34 توسط دخت بندری| |

سلام

سلام

سلام به همه انهایی.....

 که......

 رنج گرسنگی و تشنگی رو به جون میخرن به قیمت لبخند رضایت خداوند

بنده خوب خدا اگه ماه رمضون سختته وشاید خیلی سختت هست

مژده ...........................................

هر چی بیشتر سختت باشه خداوند بیشتر از وجودت لذت می بره

راستییییییییییییییییییی

وقتی داری دعا میکنی ما رو فراموش نکن

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 10:22 توسط دخت بندری| |

مهربانی را اگر قسمت کنیم

                                     من یقین دارم به ما هم میرسد

آدمی گر ایستد بربام عشق

                                    دستهایش تا خدا هم میرسد

نوشته شده در شنبه 3 مرداد1388ساعت 18:57 توسط دخت بندری| |

سلام خدای من

چرا هرچی صدات میزنم جوابمو نمیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در درگه ما دل  را  یک  دله کن

آنچه غیر از ماست انرا یله کن

یک شب به اخلاص بیا بر در  ما

گر کار تو بر نیامد آنگه گله کن

نوشته شده در دوشنبه 25 خرداد1388ساعت 12:24 توسط دخت بندری| |

Design By : Night Melody